wort dictionary

versperren

transitiv

۱. قفل کردن، (محکم) بستن؛ محکم کردن

Tür, Kasten usw.

۲. بستن، سد کردن؛ جلوِ چیزی را گرفتن؛ مسدود کردن

Straße usw.

Beispiele:

راهِ کسی را بستن، راه را بر کسی بستن

jmdm. den Weg versperren

اتومبیلی جلوِ گاراژ را گرفته بود

ein Auto versperrte die Ausfahrt

جلوِ دیدِ کسی را گرفتن

jmdm. den Blick versperren