überschwemmen
schwaches Verb۱. به زیر آب بردن، غرق در آب کردن؛ فرا گرفتن؛ آب گرفتن؛ [مج:] اشباع کردن از، پر از چیزی کردن
[hat]
Beispiele:Wendungen:
همه ی جاده ها را سیل فرا گرفته بود، سیل همه ی جاده ها را به زیر آب برده بود
die Straßen waren von Hochwasser überschwemmt
رودخانه در اثر طغیان چیزی را (جایی را) به زیر آب می برد
der Fluss überschwemmt etwas
بازار پر از کالایی می شود
der Markt wirt mit etwas überschwemmt