wort dictionary

überraschen

schwaches Verb

۱. دور از انتظار بودن برای، غیر منتظره/ غیر مترقبه بودن برای، تعجب داشتن برای، باعث تعجب کسی شدن، به تعجب انداختن/ وا داشتن؛ شگفت زده/ متعجب کردن؛ از چیزی تعجب کردن؛ غیر منتظره اتفاق افتادن، سوپرایز کردن

[hat]; in Erstaunen versetzen

Beispiele:

من انتظار موفقیتش را داشتم، موفقیتش برایم تعجبی نداشت

ich war von seinem Erfolg nicht überrascht

واکنشش برایم دور از انتظار بود/ خیلی تعجب داشت

seine Reaktion hat mich überrascht

تعجب آور/ شگفت آور این است که

es überrascht, dass

این خبر باعث تعجب ما شد (منتظر این خبر نبودیم)

diese Nachricht hat uns überrascht

۲. غافلگیر کردن، مچ کسی را گرفتن

[hat]; ertappen; unerwartet kommen

Beispiele:

در موقع سیگار کشیدن بچه ها را غافلگیر کردن/ مچ بچه ها را گرفتن

die Kinder beim Rauchen überraschen

باران غافلگیرمان کرد

wir sind vom Regen überrascht worden

به طور غیر منتظره به دیدار کسی رفتن و او را خوشحال کردن

jdn. mit seinem Besuch überraschen

کسی را حین کاری غافلگیر کردن

jdn. bei etwas überraschen

Wendungen:

(صبر کنیم) ببینیم چه می شود!

lassen wir uns überraschen! ugs.