wort dictionary

überliefern

schwaches Verb

۱. تحویل دادن (از یک نسل به نسل دیگر)، به جا گذاشتن (برای)؛ روایت کردن

[hat]; + Dat. (der Nachwelt)

Beispiele:

از این دوران چیزی به دست ما نرسیده/ به جا نمانده است

aus dieser Zeit ist nichts überliefert

شواهدی به دست آمده است مبنی بر اینکه؛ روایت شده است که

es ist überliefert, dass

این رسم از اجدادمان به ما رسیده است

dieser Brauch ist von unseren Vorfahren überliefert