teils
۱. بعضی (از)، برخی (از)، پاره ای (از)، بخشی؛ تعدادی (از)؛ قسمت هایی (از)؛ در مواردی؛ بعضاً
Beispiele:
فرزندان او بعضی در کلن زندگی می کنند و بعضی در برلین
seine Kinder leben teils in Köln, teils in Berlin
قسمت هایی از خیابان یخ بسته بود
die Straße war teils vereist
بدک نبود، هِی، تا حدودی، بخشاً (بخشی از آن و بخشی از این)
[hat es dir gefallen? -] teils, teils ugs.
گاهی صاف و گاهی ابری
teils heiter, teils wolkig
بخشی از تظاهر کنندگان کارگر بودند و بخشی دانشجو
die Demonstranten waren teils Arbeiter teils Studenten