wort dictionary

tasten

schwaches Verb

۱. چیزی را (با احتیاط/ کورمال کورمال) لمس کردن/ پیدا کردن، (چیزی را با دست) جستجو کردن، به طرف چیزی کورمالی کردن، (در تاریکی؛ کورمال کورمال) پی چیزی گشتن

[hat]; nach etwas tasten (nach dem Lichtschalter usw.)

Beispiele:

کورمال کورمال به طرف در رفتن

sich tastend zur Tür bewegen

۲. کورمال کورمال رفتن، کورمالی کردن، با کورمالی جستجو کردن، کورمال کورمال راه خود را پیدا کردن

sich tasten

۳. لمس کردن؛ [پزشکی:] با دست معاینه کردن

[hat]; tr.