streiken
schwaches Verb۱. اعتصاب کردن، دست به اعتصاب زدن، دست از کار کشیدن؛ [نیز:] در حال اعتصاب بودن
[hat]; Arbeiter usw.
Beispiele:
آن ها برای دستمزد بیشتر (بر ضد تصمیمات کارفرمایان) اعتصاب می کنند
sie streiken für höhere Löhne (gegen die Beschlüsse der Arbeitgeber)
۲. اعتصاب کردن
[hat]; ugs. (Motor, Magen usw.)