rettend
Adjektiv۱. نجات بخش، رهایی بخش، ناجی، نجات دهنده
Beispiele:
چاره ی کار را/ راه نجات را پیدا کردن
den rettenden Einfall haben
به ساحل نجات رسیدن، از مخمصه نجات پیدا کردن [عا]
das rettende Ufer erreichen
مانند یک فرشته ی نجات به دادم/ به دادمان رسید
er erschien als rettender Engel