nix
۱. چیزی، هیچ چیز، هیچ، هیچی [عامیانه]
[Umgangssprache] nichts
Beispiele:
هیچی نمی تونه جلوی منو بگیره / نظر منو عوض کنه
nix kann mich davon abbringen
من که چیزی نگفتم
ich habe ja nix gesagt
۱. چیزی، هیچ چیز، هیچ، هیچی [عامیانه]
[Umgangssprache] nichts
هیچی نمی تونه جلوی منو بگیره / نظر منو عوض کنه
nix kann mich davon abbringen
من که چیزی نگفتم
ich habe ja nix gesagt