wort dictionary

nebeneinander

lokal

۱. در کنار یکدیگر، کنار همدیگر، پهلوی هم [عا]؛ [نیز:] به موازات هم، به طور همزمان؛ پا به پای هم

Beispiele:

در کنار هم قرار دادن

nebeneinander legen

در کنار هم نشاندن

nebeneinander setzen

کنار هم قرار دادن، مقایسه کردن

nebeneinander stellen