gestalten
schwaches Verb۱. شکلی/ صورتی دادن به، به شکلی/ به صورتی درآوردن، فرم دادن؛ به قالبی درآوردن؛ صورت بستن؛ آراستن؛ ساختن؛ ترتیب دادن
tr.; [hat]
Beispiele:
به چیزی شکلِ کاملاً تازه ای دادن
etwas völlig neu gestalten
موضوعی را به قالبِ ادبی/ به قالبِ نمایشنامه درآوردن
einen Stoff literarisch/ zu einem Drama gestalten
۲. شکلی/ صورتی به خود گرفتن، به شکلی/ به صورتی درآمدن؛ شدن؛ از کار/ از آب درآمدن
sich gestalten