wort dictionary

geradeaus

۱. (به طور) مستقیم (جهت)، راست، یکراست؛ درست [رو به] جلو

Beispiele:

(همین طور) مستقیم بروید

fahren Sie (immer) geradeaus!

درست جلوِ خود را نگاه‌کردن

geradeaus blicken

همینطور مستقیم!

immer geradeaus!