wort dictionary

fliegend

Adjektiv

۱. پرنده؛ بالدار؛ [نیز:] سرگردان؛ سیار؛ دوره‌گرد؛ طیار؛ شناور

Beispiele:

بشقاب پرنده

fliegende Untertasse

فروشنده ی دوره گرد

ein fliegender Händler

با عجله ی زیاد

in fliegender Eile