Händler
derPlural: Händler
Genitiv: s
۱. فروشنده؛ [در ترکیب اغلب:] ــ فروش؛ کاسب، کاسبکار؛ مغازهدار، دکاندار؛ تاجر، بازرگان؛ دلال
Beispiele:
دستفروش، فروشندۀ دورهگرد
ein fliegender Händler
گلفروش؛ بردهفروش
Blumenhändler; Sklavenhändler
۱. فروشنده؛ [در ترکیب اغلب:] ــ فروش؛ کاسب، کاسبکار؛ مغازهدار، دکاندار؛ تاجر، بازرگان؛ دلال
دستفروش، فروشندۀ دورهگرد
ein fliegender Händler
گلفروش؛ بردهفروش
Blumenhändler; Sklavenhändler