durchblättern
transitiv۱. سطحی ورق زدن (کتاب؛ مجله)، نگاهی انداختن به، (اجمالی) مرور کردن، تورق کردن
tr.; [*][hat]
Beispiele:
کتابی را سطحی ورق زدن
ein Buch flüchtig durchblättern
۱. سطحی ورق زدن (کتاب؛ مجله)، نگاهی انداختن به، (اجمالی) مرور کردن، تورق کردن
tr.; [*][hat]
کتابی را سطحی ورق زدن
ein Buch flüchtig durchblättern