daraus
Pronominaladverb۱. از آن؛ از داخل آن، از توی آن؛ از این چیز؛ از این کار؛ از این حرف
=> aus
Beispiele:
ناراحت نباش؛ غصه نخور؛ بیخیال!
mach dir nichts daraus!
۱. از آن؛ از داخل آن، از توی آن؛ از این چیز؛ از این کار؛ از این حرف
=> aus
ناراحت نباش؛ غصه نخور؛ بیخیال!
mach dir nichts daraus!