wort dictionary

begünstigen

transitiv

۱. مزیت قائل شدن برای، ترجیح دادن، مقدم داشتن،‌ (بیشتر) در نظر گرفتن؛ امتیاز دادن؛ برتری دادن

Person usw.; [hat]

Beispiele:

کسی را بر دیگران ترجیح دادن/ مقدم داشتن

jdn. vor den anderen begünstigen

منافع کسی را بیشتر در نظر گرفتن

jmds. Interessen stärker begünstigen

۲. (در انجام کاری) کمک/ مساعدت کردن به، یاری دادن؛ (زمینه را) مساعد کردن

Sache; [hat]