wort dictionary

anfordern

transitiv

۱. درخواست/ تقاضا کردن؛ خواستن؛ سفارش دادن؛ مطالبه کردن

[*] [hat]

Beispiele:

درخواست کارمندان بیشتری کردن، کارمندان بیشتری خواستن

mehr Personal anfordern

گزارش خواستن

einen Bericht anfordern

از پلیس کمک خواستن

polizeiliche Hilfe anfordern

درخواست ارسال لوازم یدکی کردن، لوازم یدکی خواستن

Ersatzteile anfordern

از کسی درخواست چیزی را کردن

jdn. etwas anfordern