Wirbel
derPlural: Wirbel
Genitiv: s
۱. چرخش، دَوَران
Drehung
۲. گرداب
Wasserwirbel
۳. گردباد
Windwirbel
۴. تنوره، ستون
von Rauch
۵. مهره، مهرۀ پشت، فقره
۶. رپ رپه (ی طبل)، ضربه های طبل
Trommelwirbel
۷. هیاهو، جار و جنجال، سر و صدا، قیل و قال، داد و فریاد، قشقرق [عا]
Aufsehen
Beispiele:
هیاهو به پا کردن / جار و جنجال به راه انداختن (بر سرِ)، شلوغش کردن [عا]
viel Wirbel machen (um)
۸. بحبوحه
von Ereignissen usw.
۹. گوشی [پیچِ کوک]
Violinwirbel usw.