wort dictionary

Unterhaltung

die
Plural: Unterhaltungen
Genitiv: NULL

۱. سرگرم / مشغول کردن، سرگرم / مشغول نگهداشتن؛ سرگرمی، مشغولیت؛ تفنن، تفریح

Vergnügen, Zerstreuung

Beispiele:

وسایلِ سرگرمیِ / تفریحِ میهمانان را فراهم آوردن، میهمانان را سرگرم کردن

für die Unterhaltung der Gäste sorgen

برای سرگرمی، محضِ تفنن، برای سرگرم شدن

zur Unterhaltung

خوش بگذرد

angenehme Unterhaltung!

۲. صحبت، گفت و گو؛ گپ؛ اختلاط؛ گفت و شنود

Gespräch

۳. نگهداری، نگهداشت، حفظ

Pflege