Stapel
derPlural: Stapel
Genitiv: s
۱. دسته، کپه، توده، اشیاء روی هم انباشته شده
Bücherstapel, Holzstapel usw.
۲. [داربستی که کشتی در مدت ساختن بر آن سوار است]
Beispiele:
کشتی ای را به آب انداختن
ein Schiff vom Stapel (laufen) lassen
۱. دسته، کپه، توده، اشیاء روی هم انباشته شده
Bücherstapel, Holzstapel usw.
۲. [داربستی که کشتی در مدت ساختن بر آن سوار است]
کشتی ای را به آب انداختن
ein Schiff vom Stapel (laufen) lassen