wort dictionary

Schwerpunkt

der
Plural: Schwerpunkte
Genitiv: (e)s

۱. وجه خاص، تأکید خاص؛ مرکز ثقل، کانون، نقطه ی اصلی

Beispiele:

توجه خاص داشتن به، تأکید خاص کردن بر

den Schwerpunkt legen auf Akk.

تأکید خاص نوشته ی او بر هنر پیکرتراشی است، پیکر تراشی مرکز ثقل نوشته ی او را تشکیل می دهد

der Schwerpunkt seiner Arbeit liegt in der Bildhauerei

رشته ی اصلی تحصیلی

der Schwerpunkt im Studium

۲. گرانیگاه، مرکز گرانی، مرکز ثقل