Rettung
diePlural: Rettungen
Genitiv: NULL
۱. نجات؛ امید، امید نجات؛ رهایی، خلاصی
Beispiele:
کسی را نجات دادن، به نجات/ به فریاد/ به داد کسی رسیدن
jdm. Rettung bringen
و همین نجاتش داد
und das war seine Rettung
تنها امید نجاتش این بود که ...
seine letzte Rettung war ...
امید نجات داشتن
auf Rettung hoffen
دیگر امیدی (به نجاتش) نیست
es gibt keine Rettung mehr (für ihn)
دیگر امیدی نبود/ کاری از دست کسی ساخته نبود
es war keine Rettung mehr möglich