wort dictionary

Pflege

die
Plural: Pflege
Genitiv: NULL

۱. پرستاری (از)، مراقبت (از)، مواظبت (از)

einer Person

Beispiele:

تربیت بچه ی بیگانه ای را به عهده گرفتن

ein Kind in Pflege nehmen

۲. مواظبت (از)؛ نگهداری (از)؛ نگهداشت

der Blumen, Denkmalpflege usw.

Beispiele:

مواظبت بسیار لازم داشتن، مستلزم مواظبت بسیار بودن، خیلی مواظبت خواستن

viel Pflege brauchen/ erfordern

۳. بهداشت

der Zähne, Körperpflege, Fußpflege usw.