Pause
diePlural: Pausen
Genitiv: NULL
۱. استراحت (کوتاه)، وقفه، توقف، آنتراکت؛ تنفس (بین ساعت های درس و کار)
Beispiele:
استراحت کردن/ دادن
eine Pause machen/ einlegen
استراحت نمی کند، به خودش استراحت نمی دهد
er gönnt sich keine Pause
در مدت استراحت
in der Pause
ohne Pause => pausenlos
۲. تنفس، زنگ تفریح (مدرسه)
in der Schule
۳. تنفس، آنتراکت
im Theater usw.
۴. مکث
beim Reden
Beispiele:
کمی مکث کردن، مکث کوتاهی کردن
eine kurze Pause machen
۵. سکوت، علامت سکوت (موسیقی)