Opposition
diePlural: Oppositionen
Genitiv: NULL
۱. مخالفت، ضدیت
Beispiele:
مخالف بودن با، مخالفت داشتن با، مخالف کسی/ چیزی بودن
in Opposition stehen zu/ gegen
مخالفت ورزیدن/ کردن
Opposition treiben/ machen ugs.
۲. اوپوزیسیون، حزب/ احزاب مخالف، جناح مخالف؛ اقلیت[ـِ پارلمانی]
۳. مقابله