Muße
diePlural: Muße
Genitiv: NULL
۱. وقت آزاد، (وقت) فراغت، مجال، آرامش
Beispiele:
برای کاری وقت داشتن/ وقت فراغت داشتن
Muße haben, etwas zu tun
مجال این کار را ندارم، مجال نمی کنم به این کارها بپردازم
dazu habe ich nicht die (nötige) Muße
۱. وقت آزاد، (وقت) فراغت، مجال، آرامش
برای کاری وقت داشتن/ وقت فراغت داشتن
Muße haben, etwas zu tun
مجال این کار را ندارم، مجال نمی کنم به این کارها بپردازم
dazu habe ich nicht die (nötige) Muße