Laut
derPlural: Laute
Genitiv: (e)s
۱. صدا
Ton
Beispiele:
صدایی نمی آمد/ به گوش نمی رسید/ شنیده نمی شد
kein Laut war zu hören
هیچ چیز نگفت، صدایش درنیامد/ [عا:] جیکش درنیامد، جیک نزد
er gab keinen Laut von sich
۲. صدا، آوا، صوت
۳. [سگ شکاری:] پارس کردن؛ [مج، عا:] حرفی زدن، چیزی گفتن؛ تکانی خوردن، کاری کردن؛ صدای کسی درآمدن
Laut geben