wort dictionary

Kehle

die
Plural: Kehlen
Genitiv: NULL

۱. حلق، گلو، گلوگاه؛ خرخره [عا]، حلقوم

Wendungen:

به پیسی افتاده است، به کلی آس و پاس است

das Messer sitzt ihm an der Kehle

کسی را با تهدید و زور به کاری واداشتن

jdm. das Messer an die Kehle setzen

با صدای هر چه تمام تر فریاد زدن

aus voller Kehle schreien

صدای (آواز) دلنشینی دارد، حنجره طلایی است

er hat Gold in der Kehle