zweit(er, -e, -es)
Ordinalzahl۱. دوم؛ دومین؛ دویم
مثال ها:
در طبقۀ دوم
im zweiten (2.) Stock
(در) روزِ دومِ ژوئن
am zweiten Juni
برنامۀ دومِ تلویزیونِ آلمان
Zweites Deutsches Fernsehen (ZDF)
جنگِ جهانیِ دوم
der Zweite Weltkrieg
از هر دو نفر یک نفر
jeder Zweite
یک روز در میان، هر دو روز یک بار، دو روز به دو روز
jeden zweiten Tag
دو به دو، دو نفر به دو نفر، دو تا دو تا، جفت جفت [عا]
zu zweit (paarweise)
ما دو نفری / دو تایی به آنجا رفتیم
wir gingen zu zweit hin