• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    zusammenstecken

    transitiv

    ۱. به هم وصل کردن؛ به هم سنجاق کردن

    عبارات کاربردی:

    با هم پچ پچ کردن

    die Köpfe zusammenstecken

    ۲. از هم جدا نشدن؛ با هم سر و سری داشتن

    itr.

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی