wort dictionary

zerstören

transitiv

۱. ویران / منهدم کردن؛ خراب کردن

Gebäude, Stadt usw.

۲. از میان / از بین بردن

vernichten

۳. ضایع کردن، آسیب رساندن به

Umwelt usw.

۴. تباه کردن، از هم پاشیدن، متلاشی کردن

jmds. Ehe, Existenz usw.

۵. بر باد دادن

jmds. Hoffnungen