wort dictionary

zeitnah

Adjektiv

۱. مرتبط با زمان حال، نزدیک به زمان حال

gegenwartsnah

۲. سریع، بی درنگ، به موقع، به زودی، هر چه زودتر

unverzüglich, sofort

مثال‌ ها:

خواهشمندم مبلغ فاکتور را بی درنگ واریز کنید

ich bitte um zeitnahe Anweisung des Rechnungsbetrages