wort dictionary

vorspielen

schwaches Verb

۱. جلوی دیگران موزیک نواختن جهت سرگرمی آنها

[hat] auf einem Musikinstrument spielen, um andere zu unterhalten

مثال‌ ها:

می توانی با پیانو برای ما یک ترانه بنوازی

kannst du uns auf dem Klavier ein Lied vorspielen?

۲. نواختن یک قطعه موسیقی به جهت اینکه دیگران بشنوند و تکرار کنند

مثال‌ ها:

قطعه موسیقی را برایمان بنواز

spiel uns das Stück vor!

۳. برای کسی سی دی موزیک و یا ویدیو در دستگاه پخش کننده قرار دادن

jemandem eine CD oder ein Video vorspielen

۴. اجرای یک نمایش با ابزار نمایشی برای سرگرمی

مثال‌ ها:

بچه ها برای ما میان پرده های کوتاه را اجرا کردند

die Kinder spielten uns kurze Intermezzi vor

۵. جهت نشان دادن مهارت خود آزمون نوازندگی دادن

۶. آموزش هنرپیشه گی با وسایل نمایشی

۷. وانمود کردن، نقش بازی کردن

مثال‌ ها:

فایده نداره که تو برای من نقش یک بی گناه را بازی کنی

es nutzt nichts, dass du mir die Rolle eines Unschuldigen vorspielst