verweichlichen
transitiv۱. عزیز دُردانه بار آوردن؛ نازک نارنجی کردن؛ راحت طلب کردن؛ بد عادت کردن
۲. عزیز دُردانه بار آمدن؛ نازک نارنجی شدن؛ راحت طلب شدن؛ بد عادت شدن
itr., ist
۱. عزیز دُردانه بار آوردن؛ نازک نارنجی کردن؛ راحت طلب کردن؛ بد عادت کردن
۲. عزیز دُردانه بار آمدن؛ نازک نارنجی شدن؛ راحت طلب شدن؛ بد عادت شدن
itr., ist