verstricken
transitiv۱. (خود را) گرفتارِ چیزی کردن؛ (خود را) در دامِ چیزی گرفتار کردن؛ (خود را) درگیرِ چیزی کردن
sich verstricken in Dat.
۱. (خود را) گرفتارِ چیزی کردن؛ (خود را) در دامِ چیزی گرفتار کردن؛ (خود را) درگیرِ چیزی کردن
sich verstricken in Dat.