• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    verrichten

    transitiv

    ۱. انجام دادن، کردن؛ به جا آوردن

    مثال‌ ها:

    بدونِ عینک هیچ کاری نمی توانم بکنم

    ohne Brille kann ich keine Arbeit verrichten

    => Notdurft, Gebet usw.

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی