wort dictionary

verkleinern

transitiv

۱. کوچک کردن؛ کوچکتر کردن

Raum, Bild, Betrieb usw.

۲. ریزتر / کوچکتر کردن

Schrift usw.

۳. نا چیز / کوچک / بی اهمیت جلوه دادن، قدرِ / ارزشِ چیزی را پایین آوردن؛ توی سرِ چیزی زدن [عا]

Verdienst usw.

۴. کوچک شدن؛ کوچکتر شدن

sich verkleinern (Raum)

۵. کمتر شدن؛ تخفیف پیدا کردن؛ کاسته شدن از

sich verkleinern