umschlagen
schwaches Verb۱. برگرداندن (یقه؛ آستین؛ حاشیه)
[hat]; Saum, Ärmel, Kragen, Blatt usw.
۲. انداختن، قطع کردن (درخت)
[hat]; Baum
۳. (بار را) جابجا کردن [از یک وسیله ی نقلیه به وسیله ی نقلیه ی دیگر، از کشتی به قطار و غیره]، نقل و انتقال دادن
[hat]; Waren usw.
۴. ورق زدن (کتاب)
[hat]
۵. برگشتن، چپه شدن
[ist]; Boot usw.
۶. ناگهان تغییر کردن، ناگهان برگشتن
[ist]; Wetter, Stimmung usw.
۷. ناگهان تغییرِ جهت دادن
[ist]; Wind