überziehen
transitiv۱. روکش کردن (با)، روکش کشیدن، پوشاندن، رو کشیدن (با)
[hat]; mit Stoff usw.
مثال ها:
ملافه ها را عوض کردن
die Betten frisch überziehen
روکش چیزی را عوض کردن
neu überziehen (Sessel usw.)
۲. اضافه برداشت کردن از (بیشتر از مقدار اعتبار از حساب بانکی پول برداشت کردن)
[hat]; Konto usw.
مثال ها:
از یک حساب بانکی بیشتر از مقدار موجود در حساب پول برداشت کردن
ein Konto überziehen
۳. زیاده روی/ افراط کردن در، از حدِ اعتدال خارج شدن؛ مبالغه کردن
[hat]; übertreiben
۴. [از وقت مقرر] تجاوز کردن، طولانی کردن
[hat]; Zeit
۵. ابری/ ابر شدن
sich überziehen (Himmel)
مثال ها:
آسمان ابری است
der Himmel ist überzogen
۶. پوشیدن؛ [نیز:] امتحان کردن
[hat]; (sich) etwas überziehen (Pullover usw.)
عبارات کاربردی:
به کسی توسری زدن؛ کسی را کتک زدن
jdm. eins/ ein paar überziehen