wort dictionary

überholen

schwaches Verb

۱. سبقت گرفتن از، جلو زدن از [عا]

[hat]; im Straßenverkehr

مثال‌ ها:

از اتومبیلی سبقت گرفتن

ein Auto überholen

سبقت (گرفتن) ممنوع!

überholen verboten!

از سمت چپ سبقت گرفتن

links überholen

۲. پشت سر گذاشتن، پیشی گرفتن از/ بر، جلو افتادن از

[hat]; tr.; auch fig. (hinter sich lassen)

مثال‌ ها:

او را فرسنگ ها پشت سر گذاشته است

sie hat ihn längst überholt

۳. سرویس کردن

[hat]; tr. (Motor usw.)

مثال‌ ها:

موتوری را کنترل کلی کردن و عیوب آن را برطرف کردن (تعمیر اساسی کردن)

einen Motor überholen