wort dictionary

überfragen

schwaches Verb

۱. بالاتر از حد آگاهی سؤال کردن

[hat]

مثال‌ ها:

راجع به این (موضوع) چیزی نمی دانم! (از حد آگاهی من خارج است)

da bin ich überfragt

تو سؤالی از من میکنی که جوابش را نمی دانم

da überfragst du mich