tummeln
schwaches Verb۱. (با سر و صدای زیاد) بازی کردن، جست و خیز کردن، بدو بدو کردن؛ [در آب نیز:] شلپ شلپ کردن
sich tummeln; (spielen)
۲.
sich beeilen
مثال ها:
زود باش، بجنب
tummle dich!
۱. (با سر و صدای زیاد) بازی کردن، جست و خیز کردن، بدو بدو کردن؛ [در آب نیز:] شلپ شلپ کردن
sich tummeln; (spielen)
۲.
sich beeilen
زود باش، بجنب
tummle dich!