trockenlegen
schwaches Verb۱. پوشک (خیس) بچه را عوض کردن
[hat]; Baby
مثال ها:
پوشک بچه ای را عوض کردن
ein Baby trockenlegen
۲. زهکشی/ خشک کردن (مرداب)
[hat]; Sumpf, Land usw.
۱. پوشک (خیس) بچه را عوض کردن
[hat]; Baby
پوشک بچه ای را عوض کردن
ein Baby trockenlegen
۲. زهکشی/ خشک کردن (مرداب)
[hat]; Sumpf, Land usw.