• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    transparent

    Adjektiv

    ۱. شفاف، عبوردهنده ی نور؛ [مج:] آشکار، روشن، واضح، معلوم، شفاف، رو

    Grammatik

    POSITIVtransparent
    KOMPARATIVtransparenter
    SUPERLATIVam transparentesten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی