wort dictionary

torpedieren

schwaches Verb

۱. اژدر انداختن به طرفِ، با اژدر زدن، با اژدر حمله کردن، اژدر افکندن

[hat]

۲. به هم زدن، خنثی کردن؛ اخلال کردن در، مختل کردن؛ مانع (انجام نقشه ای) شدن

[hat]; Plan, Politik usw.