wort dictionary

tödlich

Adjektiv

۱. مهلک، کُشنده؛ [نیز:] مرگبار؛ کاری

مثال‌ ها:

در سانحه ای کشته شدن/ جان خود را از دست دادن

tödlich verunglücken

بر اثر اصابت گلوله ای به قتل رسید

er wurde von einer Kugel tödlich getroffen

او در یک حادثه درگذشت

er ist tödlich verunglückt

۲. خیلی شدید، به شدت؛ خیلی بزرگ

عبارات کاربردی:

با اطمینان کامل/ صد در صد

mit tödlicher Sicherheit

حوصله ام پاک سر رفته بود، داشتم از بی حوصلگی می مردم

ich habe mich tödlich gelangweilt ugs.

بد جوری دلخور شده بود

er war tödlich beleidigt ugs.

Grammatik

POSITIVtödlich
KOMPARATIVtödlicher
SUPERLATIVam tödlichsten