taxieren
schwaches Verb۱. تقویم کردن، قیمت گذاشتن روی، ارزیابی کردن، قیمت زدن، تخمین زدن، برآورد کردن
[hat]; Haus usw.
۲. برانداز کردن/ ورانداز کردن
[hat]; prüfend betrachten
مثال ها:
کسی را برانداز کردن
jdn. taxieren
۱. تقویم کردن، قیمت گذاشتن روی، ارزیابی کردن، قیمت زدن، تخمین زدن، برآورد کردن
[hat]; Haus usw.
۲. برانداز کردن/ ورانداز کردن
[hat]; prüfend betrachten
کسی را برانداز کردن
jdn. taxieren