tauen
schwaches Verb۱. آب شدن
[ist]; Eis, Schnee
۲. آب کردن (برف؛ یخ)
[hat]; tr.
۳. شبنم زدن
[hat]
مثال ها:
یخبندان دارد تمام می شود، برف ها دارد آب می شود؛ شبنم می زند
es taut (es ist Tauwetter)
۱. آب شدن
[ist]; Eis, Schnee
۲. آب کردن (برف؛ یخ)
[hat]; tr.
۳. شبنم زدن
[hat]
یخبندان دارد تمام می شود، برف ها دارد آب می شود؛ شبنم می زند
es taut (es ist Tauwetter)