• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    tatkräftig

    Adjektiv

    ۱. فعالانه، فعال، کاری؛ مؤثر؛ به طور مؤثر

    مثال‌ ها:

    شخص فعال، آدم بِبُر [عا]

    ein tatkräftiger Mensch

    Grammatik

    POSITIVtatkräftig
    KOMPARATIVtatkräftiger
    SUPERLATIVam tatkräftigsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی